تقویت ا نگیزه یاد گیری در دانش آموزان

تقویت انگیزه­ی یادگیری در دانش­آموزان :

یادگیری وجوه متفاوتی دارد چنان که کسب اطلاعات و محفوظات در خصوص مطالب و پدیده­ها هم یادگیری محسوب می­شود. اما یادگیری معنادار و پویا به نوعی از یادگیری اطلاق می­شود که رفتاری جدید و یا بینش و نگرشی تازه در فرد ایجاد کند. بعضی از مربیان اعتقاد دارند چنانچه موضوع یادگیری به عنوان یک مسئله برای افراد بیان شود و آنان برای حل مسئله یا پیدا کردن راه حل برای مشکل خود اقدام و فعالیت کنند یادگیری به صورتی مطلوب­تر صورت می­گیرد و محصول این نوع یادگیری پایدار و بادوام خواهد بود. هرگاه دانش­آموزان برای موضوعی که قرار است یاد بگیرند رغبت و تمایل لازم را داشته باشند برای یادگیری آن فعالیت بیشتری انجام خواهند داد و این امر به ارتقاء پایداری یادگیری­شان می­افزاید. همچنین آگاهی از هدف موضوع یادگیری، یادگیرنده را در مشارکت و فعالیت برای دستیابی به نتیجه­ی یادگیری باعث ارتقای یادگیری راغب و راسخ­تر می­سازد به همین دلیل آگاهی از هدف یادگیری باعث ارتقای یادگیری خواهد شد. پاداش عاملی است که باعث تقویت رفتار می­شود.

مربیان رفتارگرا از پاداش به عنوان ایجادکننده­ی رفتار جدید و عاملی موثر در افزایش یادگیری یاد می­کنند. انگیزش از عوامل اصلی یادگیری به شمار می­رود. روانشناسان در این باره معتقدند که انگیزه عاملی درونی است و باعث رفتار  شخص می­شود و آن را در جهت معینی سوق می­دهد.

ما هم تا کنون به دنبال راه­هایی برای برانگیختن یادگیرندگان بوده­ایم. وعده­هایی مانند نمره­ی بهتر، جلب رضایت دیگران، فارغ­التحصیلی و داشتن شغل در آینده از ترفندهای معمول معلمان برای ایجاد انگیزه­ی یادگیری به شمار می­روند. دانش­آموزانی که به مدرسه می­آیند تا سر کلاس حاضر باشند و به یادگیری رسمی بپردازند، دارای میزان مشخصی انگیزه می­باشند در حالی که دانش­آموزان بی­انگیزه در جایی غیر از مدرسه هستند. به همین دلیل است که دانش­آموزان واقعاً بی­انگیزه کم داریم. ممکن است شما دانش­آموزانی را ببینید که مدرسه را از جاهای دیگر کمتر دوست داشته باشند، اما حداقل در کلاس شرکت کنند این بدان معناست که این دانش­آموزان به احتمال زیاد به طور موقت بی­انگیزه شده­اند. بروز این حالت دو دلیل عمده  دارد

1-                تداعی گذشته است که امکان دارد حالت بی­تفاوتی یا منفی را به وجود آورد. صدا، لحن و حرکات یک معلم ممکن است دانش­آموز را به یاد معلمی بیندازد که در گذشته دوستش نداشته است. شکست­های گذشته نیز می­توانند چنین احساسی را به وجود آورند مانند رد شدن در یک پایه و یا یک آبروریزی شرم­آور در کلاس.

2-                دومین عامل بیشتر محیطی و به زمان فعلی مربوط است. دانش­آموزان امکان دارذد در مواجهه با مواردی چون سبک­های نامناسب یادگیری، کمبود منابع، موانع زبانی، نداشتن حق انتخاب، دریافت نکردن بازخورد، سوءتغذیه، تعصب، ترس از شکست عوامل نامناسب فیزیکی در کلاس و عواملی دیگر بی­انگیزه شوند.

عوامل برانگیزاننده

نظر به تفاوت­های خاص بین افراد و موقعیت­ها و شرایط متفاوتی که دانش­آموزان در آن­ها قرار می­گیرند نمی­توان ثابت برای ایجاد انگیزش در آنان ارائه داد ولی با رعایت پاره­ای از نکات لازم می­توان یادگیرندگان را علاقمند و مشتاق به یادگیری کرد. برخی از این نکات عبارتند از:

1-                تعیین رفتار غایی:

قبل از شروع آموزش معلم باید بداند هدف از آموزش درس مورد نظر چیست. همچنین باید هدف  را برای دانش­آموزانش نیز بازگو کند تا آنان دقیقا از هدف آموزش مطلع باشند. وقتی هدف مشخص باشد دانش­آموزان احساس اتلاف وقت و بی­ثمر بودن نمی­کنند بلکه می­کوشند که قدم به قدم پیش بروند و به هدف غایی برسند.

2-                محیط کلاس: رفتار معلم در کلاس باید تا حد امکان با در نظر گرفتن شرایط و موقعیت­ها، دوستانه و در عین حال با اراده و باثبات و متکی به نفس باشد تا بتواند در دانش­آموزان نفوذ کند و در یادگیری آنان تأثیر مثبت داشته باشد. در ضمن کلاس علاوه بر پاکیزه بودن و داشتن نور و حرارت کافی باید جالب، آرام و بی سر و صدا و از هر گونه عاملی که موجب اخلال در امر آموزش شود به دور باشد.

3-                ایجاد رقابت:

یکی از راه­های پدید آوردن انگیزش در دانش­آموزان و برانگیختن آن­ها به فعالیت، ایجاد رقابت بین آن­هاست. اما در مورد رقابت باید به نکات زیر توجه داشت

·                    رقابت موجب ایجاد تنش و اضطراب می­شود و تنش و اضطراب تا حدودی در یادگیری موثرند ولی اگر رقابت از حد متعادل تجاوز کند، باعث اخلال در یادگیری می­شود.

·                    رقابت نباید آشکارا صورت پذیرد بلکه بهتر است

·                    معلم باید طوری دانش­آموزان را به رقابت وادارد که هر کدام به طریقی موفقیتی کسب کنند تا بدین وسیله اعتماد به نفس لازم را به دست آورند و به یادگیری علاقمند شوند.

4-                برگزاری امتحان

یکی دیگر از راه­های برانگیختن دانش­آموزان، اندازه­گیری پیشرفت تحصیلی آن­هاست و اگر در مورد آن نکات لازم رعایت شود نه تنها برای دانش­آموز ناراحت­کننده نخواهد بود بلکه هم برای او و هم برای معلم مفید واقع می­شود.

روش­های ایجاد انگیزه در دانش­آموزان:

1- ابتدا باید سعی کنیم در دانش­آموزان نیاز ایجاد کنیم. زیرا تا نیاز (که یکی از اساسی­ترین محورهای سازگاری با محیط محسوب می­شود) به وجود نیاید هیچ حرکتی صورت نمی­پذیرد.

2- از خاصیت انگیزشی مطالب استفاده کنیم. معمولا استفاده از محرک­های تازه، تعجب­برانگیز و پرمعنی، سطح برانگیختگی را افزایش می­دهد و سبب تحریک حس کنجکاوی یادگیرنده می­شود می­توان با ارائه­ی مسائل و مطالبی که از این ویژگی­ها برخوردارند در یادگیرندگان انگیزه به وجود آورد

3- مطالب از ساده به دشوار ار ائه شود. این دوند موجب می­شود یادگیرندگان در یادگیری مطالب ساده به اندازه­ی کافی موفقیت به دست آورند و این کسب موفقیت اولیه انگیزه­ی آنان را برای یادگیری بیشتر افزایش می­دهد.

4- هنگام آموزش مطالب تازه از مثال­های آشنا استفاده کنیم و هنگام کاربرد مطالب آموخته شده از موقعیت­های تازه بهره گیریم. استفاده از مثال­های ملموس و آشنا موجب سرعت یادگیری و افزایش سطح علاقمندی دانش­آموزان می­شود.

5- از ر وش­های متفاوت آموزش در یادگیری دانش­آموزان استفاده کنیم، بازی­های آموزشی با بحث گروهی، داستان­گوئی، نمایش، پرسش و پاسخ و ... روش­هایی هستند که می­توانند دانش­آموزان را تقویت کنند.

6- از بروز عواملی که موجب دلسردی دانش­آموزان می­شوند جلوگیری کنیم. عوامل متفاوتی می­توانند ناکامی در حل مسائل، بی­توجهی به کوشش­های دانش­آموزان

7- به دانش­آموزان تکالیفی بدهیم که نه خیلی ساده باشند و نه خیلی دشوار. در نظر گرفتن سوالات و تکالیف در حد توان دانش­آموزان و پاسخ مناسب از طرف آنان می­تواند احساس موفقیت و حرکت و پویایی را در آن­ها تداوم بخشد.

گروه ادبیات فارسی  مدرسه زینب کبری

 

                               

 

ارزشیابی در تعلیم و تربیت دینی

تهیه کننده:منیژه کوچکی

دبیر عربی

آموزش و پرورش همدان ناحیه 1

سالتحصیلی  88-87

 چـکیده

ارزشیابی یکی از ارکان انفکاک ناپذیر در هر برنامه آموزشی است. ارزشیابی ابزاری برای جمع آوری اطلاعات است تا از این طریق تعیین کنیم در یک برنامه آموزشی تا چه اندازه اهداف مورد نظر تحقق یافته است.

نحوه ارزشیابی تابعی از نگاه ما به یادگیری هاست به طور کلی دو رویکرد نتیجه مدار و فرآیند مدار در یادگیری وجود دارد در این مقاله سعی بر این است که با مقایسه ارزشیابی در این رویکرد به ویژگی های امتحان الهی یابیم.

کلیـد واژه ها:ارزشیابی ، سنت الهی ، یادگیری نتیجه مدار ، یادگیری فرایند مدار

 

مقـدمـه

به طور کلی دیدگاهای روانشناسان درباره ماهیت یادگیری و اصول حاکم بر آن را        می توان در قالب دو رویکرد عمدۀ نتیجه مدارا و فرایند مدار معرفی کرد در نتیجه مدار که برخاسته از دیدگاه روانشناسان رفتارگراست سه پیش فرض اساسی وجود دارد:

1-  روانشناسان علم مطالعه رفتارهای قابل مشاهده و اندازه گیری است.

2-       رفتار های انسان در واقع پاسخی است که به محرک های بیرونی داده می شود.

3-   با تغییر در ساختار محرک های بیرونی به سادگی می توان رفتار مطلوب و مورد نظرانتظار انسان را پدید آورد.

رفتار گرایان کلیه رفتارهای پیچیده انسان را قابل تجزیه به رفتارهای ساده -محرک پاسخ می دانند این گروه معتقدند رفتارهای انسان در اثر شرطی شدن آموخته می شود و شرطی شدن عبارت است از پاسخی که برای نخستین بار یک جاندار به محرک بیرونی می دهد و آن پاسخ نتیجه مطلوب به دنبال دارد.

 در نظر رفتار گرایان هدفهای کلی آموزشی در سه حیطه شناختی،عاطفی و روانی حرکتی و در هر کدام در سطوح مختلف از ساده تا پیچیده طبقه بندی می شود و دست یابی به سطوح بالای یادگیری در هر حیطه مستلزم پشت سر گذاشتن سطوح پایین تر است.این تجزیهٌ هدفها کارآموزش و ارزشیابی پیشرفت یادگیری را برای معلم آسان می کند به طور کلی می توان گفت که در این رویکرد تعیین هدف ها،انتخاب محتوی و روش های تدریسی و حتی نحوه ارزشیابی همگی با توجه به نتیجه و بازده نهایی که همان رفتارهای قابل مشاهده و اندازه گیری در یادگیرنده است صورت می گیرد و در این میان نقش کلیدی و اساسی بر عهده معلم است در مقابل این دیدگاه روانشناسان  شناختی یادگیری را تغییر در فتار یادگیرنده نمی دانند بلکه تغییر در ساخت شناختی و فرآیند های ذهنی اومی دانندتفسیر ارزیابی،فرضیه سازی و تعمیم کشف و استنباط که اساس یادگیری هستندهیچکدام قابل مشاهده و اندازه گیری نیستند از این نظر گروه کل چیزی بیش از مجموع اجزاست و یادگیرنده در برخورد با محرک های بیرونی به صورت خودکار عمل نمی کند بلکه با تفسیر و تحلیل آن به بازسازی تجارب خود می پردازد یادگیرنده در تعامل  با محیط دانش ها، نگرش ها،و مهارت های خود را شکل می دهد نقش معلم فقط برای ایجاد فرصت های مناسب برای یادگیری است به علاوه او با نظارت و کنترل مستمر خودیادگیری را تسهیل می کند و موانع احتمالی را از سر راه بر می دارد در این رویکرد به این امور تأکید می شود:

1-   فرایند یادگیری نه نتیجه یادگیری

2-   مشارکت فعال یادگیرنده به جای نقش محوری یاد دهنده

3-   انگیزش های درونی به جای انگیزش های بیرونی

4-   فعالیت های گروهی به جای فعالیت های انفرادی

5-   استفاده از راهبرهای فراشناختی

دکتر علی اکبر سیف ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را این چنین تعریف کرده است: سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه  نتایج حاصل با هدف های آموزشی از معلم و کوشش های یادگیری دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده یا نه و به چه میزانی؟(1)

کاملاً مشخص است که برای قضاوت و تصمیم گیری به اطلاعاتی معتبر نیازمندیم که به شیوه ای صحیح و با ابزارهای مناسب به دست آمده باشد هدف از ارشیابی این است که در مورد وضعیت یادگیری فرد قضاوت کنیم نه اینکه عیوب و نقایص کار او را فشار نماییم  و یا احیانا ً از پیشروی کار اودر مسیر تحصیل جلوگیری نماییم پس یکی از ضروریات ارزشیابی مشاهده کلیهٌ فعالیت های دانش آموزان است مشاهده هدف دار و منظم که بتواند در امر قضاوت و داوری به معلم و دانش آموز مدد رسانده، آن ها را برای گام های بعدی راهنمایی نماید بنابریان ارزشیابی وسیله ای مناسب برای اصلاح هدفها برنامه ها و شیوه های تدریس است اگر ارزشیابی به صورت مناسب اجرا شود می تواند این اطلاعات را در اختیار معلم قرار دهد:

1-   در هر طرح درس او چه نقاط ضعف و قوتی وجود دارد.        

2-   میزان پیشرفت تحصیل دانش آموزان و آمادگی آنها برای آموزش های بعدی چقدر است.

همینطور یک ارزشیابی مطلوب می تواند به دانش آموزان در این موارد کمک نماید:

1-   اهداف آموزش و آنچه باید یاد بگیرد کدام است.

2-   در فعالیت های آموزشی او چه نقاط ضعف و قوتی وجود دارد.

3-   میزان توانایی و علایق خود را بسنجد.

جایگاه ارزشیابی در برنامه آموزشی یادگیری نتیجه مدار

چون در این رویکرد تأکید عمده در بازده و نتیجه یادگیری است ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به دنبال آن است تا میزان پیشرفت یادگیرنده و به عبارت دیگر میزان تغییر در رفتارهای او را مشاهده و اندازه گیری نمایند و بدین ترتیب به میزان تحقق اهداف آموزشی پی ببردو سپس از آن به عنوان تنها معیار ارتقای دانش آموز به سطح بالاتر استفاده شود.

ایرادهای وارد بر ابزارهی ارزشیابی در آموزش نتیجه مدار

همانطور که گفتیم در این رویکرد ارزشیابی به گونه ای طراحی می شود که از طریق آن بتوان رفتارهای قابل مشاهدۀ فراگیران را اندازه گیری کردبه همبن خاطر از ابزارهای اندازه گیری عینی مانند آزمون های چهار گزینه ای،کوتاه پاسخ،صحیح غلط،کامل کردنی و ... استفاده می شود تا در هر یک از آنها یک هدف رفتاری مورد سنجش قرار گیرد البته مشروعیت به کارگیری آنها عینی بودن آنهاست بطوری که مصحح بدون هیچگونه قضاوت و برداشت ذهنی می تواند نتیجه ارزشیابی را با نمره گذاری و به صورت کمی اعلام نماید.

 به طور خلاصه می توان گفت این آزمون ها:

1-   جزئی نگر هستند؛ زیرا هرآزمون تنهابخش کوچکی از یک کل را موردسنجش قرار می دهد.

2-    نمی توانند عمق یادگیری های فراگیران را اندازه گیری کنند؛زیرا هر آزمون کاملاً کنترل شده است و اغلب به سطوح پایین یادگیری اشاره دارد.

3-   حافظه مدار هستند و به محفوظات و یادگیری های کلیشه ای تأکید می ورزند.

4-   به تفاوت های فردی توجه ندارند و بنا براین نمی توانند تفکر واگرایی دانش آموزان را اندازه بگیرند.

5-   کل فرایند آموزش را تحت الشعاع قرار می دهند به طوری که همۀ عناصر نظام آموزشی در خدمت ارزشیابی آن هم از نوع ارزشیابی پایانی قرار      می گیرد.

6-   نقاط ضعف و قوّت فراگیر معلوم نمی شود زیرا به ندرت این آزمون ها مورد تجزیه،و تحلیل قرار می گیرند.

7-   محدود بودن نوبت های ارزشیابی باعث می شود میزان پیشرفت تحصیلی برای معلمان و فراگیران معلوم نشودو در صورت وجود اشکالات و نقائص در کار آن ها امکان تلاش مجدد و جبران نیست.   

جایگاه ارزشیابی در برنامه آموزش و یادگیری فرایند مدار

در رویکرد فرایندمدار چگونه آموختن و فرایند یادگیری مهمتر از نتیجه یادگیری  است. ارزشیابی صرفاً ابزاری برای سنجش نیست بلکه خود جزئی از فرایند یادگیری  است نه پایان آن و حتی می توان یک شیوۀ آموزش به حساب آورد بنابراین در این رویکرد:

1-   ارزشیابی  نقطه عزیمتی برای یادگیری های بعدی است زیرا معلم و فراگیر با آگاه شدن به نقاط قوت و ضعف خود به جبران نقایص احتمالی می پردازد.

2-   معلم از مقایسه دانش آموزان دانش آموزان و ایجاد رقابت میان آن ها پرهیز می کند و می کوشد وضعیت فعلی آن ها را با وضعیت گذشته شان مقایسه کند.

3-   ارزشیابی مبتنی بر عملکرد یادگیرنده است بطوریکه شیوۀ به کارگیری  دانش ها،نگرش ها و مهارتها در جریان عمل مورد سنجش قرار می گیرد.

جایگاه ارزشیابی در سنت الهی

خداوند به عنوان بزرگترین مربی عالم (رب العالمین)برای تربیت انسانها از شیوه های مختلفی استفاده می کند یکی از این شیوه ها سنت ابتلا و امتحان است در امتحان الهی هدف اصلی،سنجش و نمره گذاری نیست بلکه زیاد کردن و افزودن نیز هست در ست است که در هر امتحاتی نقاط قوت و ضعف ممتحن آشکار می شودو صلاحیت او برای تشویق و تنبیه روشن می گردد اما هدف اصلی در امتحان الهی که دانندۀ غیب و شهادت است معلوم شدن نقاط  قوت و ضعف امتحان شده نیست ؛بلکه هدف اصلی رشد دادن انسان ها و تربیت و هدایت آن ها به سوی کمال است.

ویژگی امتحان های الهی

1-    مستمر و همیشگی است شامل زمان و مکان بخصوصی نمی شود بلکه تمام لحظات حیات و حتی مرگ او را فرا می گیرد الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملاً(2).

2-    امتحان از محفوظات شخص نخواهد بود بلکه کاملاًعملی آمیخته با زندگی انسان است.

3-    امتحان به یک یا چند موضوع مشخص محدود نمی شود در ست است که گاه از ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان ها و محصولات (3)به عنوان موارد خاص در امتحان ذکری به میان آمده اما در جای دیگر همه آنچه را در روی زمین است مایه امتحان و ابتلا معرفی می نماید«انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملاً»(4) و در جایی دیگر می فرماید"ونبلوکم بالشر و الخیرفتنه"(5).

4-    امتحان پایان کار نیست بلکه هر امتحانی آغاز مر حله دیگری از رشد خواهد بود.

5-    امتحان بر حسب تفاوتهای فردی در سطوح مختلف و متناسب با توانایی و وسع افراد مختلف است امام صادق می فرماید:ان اشد الناس بلا انبیاء ثم الذین یلونهم ثم الامثل فلامثل(6).

6-    در امتحان های الهی به اثر تربیتی تشویق بیشتر از تنبیه توجه می شود زیرا پاداش عمل خیر در ده برابر و سزای عمل بد یک برابر است:من  جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها.(7)  

7-    امتحان های الهی گاهی بصورت فردی و گاه به صورت گروهی انجام میشود  و در هر صورت تک تک افراد مسئول نتیجه آن هستند:کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.

8-    در امتحان های الهی ممتحن با حضور فیزیکی خود موجب تشویش خاطر امتحان شونده را فراهم نمی کند بلکه بر عکس شرایط به گونه ای است که امتحان شونده با آرامش خاطر به نقاط ضعف خود پی برده و خود در صدد اصلاح آن براید.

 اهداف آموزش در تربیت دینی در سه حیطۀ دانش، نگرش و مهارت عبارتند از :

1-   ادراک مفاهیم دینی.

2-   ایجاد نگرش های مثبت.

3-   مهارت های عملی.

یادگیری دانش ها به منزله پایه یادگیری  های نگرشی و مهارتی است درک یک مطلب به معنی پی بردن ارتباط آن مطلب با مطالب دیگر است اطلاعات تازه در صورتی که با اطلاعات قبلی فرد همخوانی داشته باشدسریع تر یادگرفته می شوند. از ابتدا کوکان با استفاده از تجارب مستقیم بی واسطه به یادگیری دست می زنند و سپس در هر مرحله به کمک پیش دانسته ها مطالب دیگری آموخته می شود یادگیری  قواعد پیچیده مستلزم یادگیری قواعد ساده تر است و یادگیری قواعد ساده تر آمادگی لازم برای آموزش مفاهیم را فراهم می کند.

 منا بع:

1-   سیف،علی اکبر،روش های اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی،نشر روان،ص258 .

3-   سورۀ ملک آیۀ 2:کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک بهتر عمل می کنید.

4-   سورۀ  بقره،آیۀ155 .

5-   سورۀ کهف،آیۀ7:ما آنچه در روی زمین مایۀزینت و جذابیت آن است برای این قرار دادیم که آنها را بیازماییم که کدام بهتر عمل می کنند.

6-   سورۀ انبیاء آیۀ35:و شما را با خیر و شر که مایۀ امتحان هستند می آزماییم.

7-   علامه مجلسی،بحار الانوار،جلد15،جزء اول،ص56 .

8-   سورۀ انعام،آیۀ160:هر کس یک خوبی بیاورد ده برابر مانند آن را خواهد داشت و هر کس یک بدی بیاورد جز مانند آن سزا نبیند.

 

احساس ارزشمندی

احساس ارزشمندی یعنی پذیزفتن شایسته گیهای خود ،یعنی داشتن احساس رضایت و خوشنودی نسبت به استعدادها و توانها ییهای خود زمانی که دانش اموز احساس می کند و صلاحیت و لیاقت انجام کارهای گوناگون را دارد اعتماد به نفس او افزایش مییابد و قادر خواهد بود با اعتماد و ایمان قوی به اهداف و برنامه هایش برسد

نوجوانان برای این که بتوانند در اینده اداره امور مختلف زندگی را به عهده بگیرد بهتر است ازهمان دوران کودکی مهارت ها و توانایی های گوناگون خود را پرورش دهند تا بتوانند به حس خود ارزشمندی و کفایت برسند

احساس خود باوری و لیاقت نوجوان به میزان اعتماد آنها نسبت به صلاحیت و کاردانی شان بستگی دارد .هر چه والدین بیشتر باعث موفقیت و پیشرفت فرزندان خود شوند پیام های مثبت بیشتری به آنها منتقل می کنند و خود گردانی را بیشتر به آنان می آموزند .پدر و مادر می توانند به فرزندانشان کمک کنند . با انجام دادن بخش های ساده ای از وظایف خود،حس خود باوری و اتکای به نفس و ارزشمندی را در خود رشد دهند .برای مثال انان ابتدا باید بتوانند عهده دار مساعل جسمی خود مثل (توالت رفتن ،تغذیه،و نظافت )سپس پذیرش مسولیت های ساده خود مثل تمیز کردن اتاق ،همکاری در انجام وظایف خانگی و انجام تکالیف مدرسه و آن گاه شیوه اداره کردن خود در خارج از منزل (مثل به مدرسه رفتن،داشتن مهارت های اجتماعی) را یاد بگیرند

وقتی نوجوان بتواند خودش را اداره کند به طور حتم افرادی کار امد ،لایق ،مستقل و شایسته بار خواهد آمد

احساس خود ارزشمندی و خود باوری به نوجوانان کمک می کند تا در محیط مدرسه و درس فعال و پویا باشد و احساس مفید بودن در جمع را تجربه کند

نقش والدین در پرورش حس خود ارزشمندی کودکان :

در طی دوران خرد سالی و کودکی ،چگونگی روابط بین پدر و مادر اهمیتی خاص دارد در حقیقت آنها هستند که احساس کودک را نسبت به خودش شکل می دهند

در حقیقت پرورش حس خود ارزشمندی کودک بهترین هدیه ایست که پدر و مادر می توانند به فرزندشان بدهند این هدیه در سراسر عمر کودک و نوجوان می تواند بهترین انگیزه برای فعالیت و پویایی او باشد

روابط ساده ی خانوادگی حاوی این پیام برای نوجوان یا کودک است که او فردی ارزشمند پرورش می دهد

خنده حالت چهره ،شیوه گفتار و حرکات والدین می تواند این حس را به او منتقل سازد یا برعکس ،کلمات و رفتار والدین می تواند به گونه ای باشد که کودک (نوجوان)به سادگی در یابد ارزش و اهمّیتی نزد پدر و مادرش ندارد

یکی از نکاتی که پرورش حس ارزشمندی کودک و نوجوان باید مد نظر داشت این است که به او برچسب نزنید .اگر کودکی مدام تنبل ،کودن و دست و پا چلفتی بنامید او این صفات را در خود درونی خواهد کرد و خود را آنگونه  خواهد کرد .

 

روش های پرورش حس خود ارزشمندی در کودکان یا نوجوانان :

1 –نسبت به کودکان خود توجّه کافی داشته باشید

2 – کودکان و یا نوجوانان را با احترام بار بیاورید

3 –رفتارمحبت آمیز با او داشته باشید

4 – کودک یا نوجوان را مسول و مستقل بار اورید

5 – انتظارات بالا و واقع بینانه از کودکان و نوجوانان داشته باشید

6 –کودکتان و نوجوان را تشویق کنید

7 – همواره در دسترس کودک یا نوجوان باشید

 8 –با علاقه به سخنان آنان گوش کنید و موقعیت او را درک کنید

9 – زمانی که کودک اشتباه می کند از سرزنش و توهین او بپرهیزید

10 –تفاوت فردی کودکان را بپذیریدو روش آموزش خود را به هر یک از آن ها تطبیق دهید

بدر الملوک قهرمانی

راهنمایی زینب کبری

گروه ادبیات1387