(ادامه)
نانوفيلترها، نانوسنسورها و مواد هوشمند:
فيلترها براساس اندازه منافذشان دستهبندي ميشوند و بر اين اساس به ميكروفيلترها آلترافيلترها و نانوفيلترها دستهبندي ميشوند. نانوفيلتراسيون در اصل فيلتراسيون با فشار پايينتر از اسمز معكوس است، بنابراين قيمت تمامشده نانوفيلترها و انرژي مصرفي كمتر است.
نانوفيلترها علاوه بر بازيابي عناصري مثل نمك و كلسيم از آب، قادر به بازيابي ويروسها و باكتريها نيز ميباشند بنابراين ميتوانند در رفع، آلودگيهاي آبهاي ذخيره نوشيدني انسانها و آبهاي كشاورزي استفاده شوند.
نانوفيلترها ميتوانند به فيلتراسيون سريع خون كمك فراواني كنند. در حال حاضر مسموميت خوني يكي از مشكلات جدي در جهان است و خطر عفونت در واحدهايي كه نياز به مراتب شديدتري دارند بيشتر است، چون مريضها آسيبپذيرترند. اگر مسموميت خوني اتفاق بيافتد بايد خون هرچه سريعتر از عامل مسموميت پاك شود.
براي تشخيص عامل عفونت پلاسما و Endo toxin بايد از هم جدا شوند تا عامل عفونت شناسايي شود. با استفاده از نانوفيلترها ميتوان در يك مرحله پلاسما و Endo toxin را جدا كرده و عامل مسموميت را شناسايي كرد و علاوه بر اين خون را تميز كرد.
علاوه بر اين نانوفيلترها ميتوانند در جداسازيهاي بيولوژيكي باكتري، ويروس، اسيدنوكلوئيك تصفيه DNA، جذب پروتئينها و اسيدنوكلوئيكها، سوبسترا براي كشت Batch، آلترافيلتراسيون محصولات آشاميدني و غذايي و استريليزه كردن سرمهاي پزشكي و سيالات بيولوژيكي استفاده شوند.
نانوتكنولوژي با ساخت سنسورها در ابعاد كوچك ما را قادر خواهند ساخت كه بتوانيم بسياري از پارامترها را با دقت بيشتري ارزيابي كنيم. با استفاده از مولكولهاي بيولوژيكي قادر خواهيم بود كه نانوسنسور بسازيم. نانوسنسورها كاربردهاي بسياري در سه حوزه مهم نانوبيوتكنولوژي (پزشكي، كشاورزي و صنايع غذايي) دارند كه شامل:
• آشكارسازي عوامل و كميتهاي شيميايي و بيولوژيكي
• تواليسنجي DNA
• در تشخيص بيماريها و توليد داروها
• در آزمايشهاي مؤثر و سريع بر روي داروهاي جديد
• سيستمهاي كنترلي قابل حمل و نقل براي حفظ سلامت محصولات كشاورزي و غذايي در انبارها و حمل و نقل و انتقال
• سيستمهاي مجتمع نانوسنسوري براي اندازهگيري، گزارشدهي و كنترل هوشمند گياهان يا دامها
• بيوسنسورهاي دقيقتر براي شناسايي پروتئينها
• آشكارسازي سريع عوامل بيماريزا
مواد هوشمند، مواد واكنشي ( Reactive Material ) كه در تركيب با حسگرها و تحريككنندهها و شايد هم كامپيوترها به شرايط و تغييرات محيطي پاسخ مناسب ميدهند، پليمرهاي هوشمند نمونههايي از اين دسته مواد هستند. از اين پليمرها ميتوان در ساخت مواد بستهبندي جديد براي محصولات غذايي استفاده كرد، اين مواد ميتوانند به مصرفكننده هشدار بدهند كه غذا يا محصولات كشاورزي فاسد شده است. لوازم آرايشي جز صنايع چندميليون دلاري است كه از اين سري مواد هوشمند سود خواهند برد.
نانولولهها و نانوكامپوزيتها:
نانولولههاي كربني اولين نسل محصولات نانو هستند كه در سال 1991 كشف و به جهان عرضه شدند. نانولولهها از پيچيدهشدن ورقههاي گرانيت با ساختاري شبيه شانه عسل بدست ميآيند. اين لولهها بسيار بلند و نازك هستند و ساختارهايي پايدار، مقاوم و انعطافپذير دارند.
نانولولهها قويترين فيبرهاي شناختهشدهاند، 100-1 برابر قويتر از واحد وزني استيل هستند و ميتوانند جايگزين سراميكهاي معمولي، آلومينوم و حتي فلزات در ساخت هواپيما، چرخدندهها، ياتاقانها، اجزاء ماشين، دستگاههاي پزشكي، وسايل ورزشي و دستگاههاي صنعتي توليد غذا شوند.
مطالعات اخير پيشنهاد ميكند كه از نانولولههاي كربني براي اهداف بيولوژيكي مثل كريستاليزاسيون پروتئينها و ساخت بيوراكتورها و بيوسنسورها استفاده شود. نانولولههاي كربني در محيطهاي آبي نامحلولاند. بنابراين براي كاربردهيا بيولوژيكي بايد بر اين مسأله غلبه كرد.
پيوند گروههاي Functional به نانولولههاي كربني براي كاربردهاي پزشكي بسيار مفيدند به عنوان مثال اتصال نانولولهها به يك توالي خاص DNA ميتواند باعث اتصال به يك پروتئين در سلول سرطاني شود و اتصال همسلولي به يك بخش ديگر از همان نانولوله ميتواند يك «پيكان راهنما» براي حمله به سلول سرطاني و نابودكردن آن باشد. نانولولههاي كربني به خصوص نانولولههاي چندلايه با ساختار كاملاً تعريفشده نانويي، ميتوانند براي ساختن بيوسنسورها استفاده شوند.
ساخت غشاه با استفاده از نانولولهها پتانسيل استفاده در سيستمهاي غذايي را دارد. غشاهاي بسيار باريك انشعابپذير نانولولهاي ميتوانند براي اهداف آناليزي به عنوان بخشي از يك سنسور براي تشخيص مولكولي آنريمها، آنتيباديها،پروتئينهاي مختلف و DNA باشند، همچنين از اين غشاءها براي جداسازي مولكولهاي زيستي مثل پروتئينها ميتوان استفاده كرد.
در حال حاضر انتخابپذيري و بازده غشاها در صنايع غذايي و دارويي مطلوب نيست، بيشتر به خاطر كنترل محدودشده ساختار آنها و ميل تركيبي شيمياييشان با كاربرديكردن نانولولهها با يك روش دلخواه، غشاهاي نانولولهاي ميتوانند مولكولها را براساس اندازه، شكل و ميل تركيبيشان از هم جدا كند. به عنوان مثال غشاهايي كه شامل نانولولهاي Monodisperse طلا با قطر داخلي كمتر از 1nm، ميشوند ميتوانند هم براي جداسازي مولكولها و هم براي انتقال يونها از محلولي كه در يك سمت غشاء قرار گرفته به محلولي كه در سمت ديگر غشاء است، استفاده شوند.
با هيدروفوبكردن داخل نانولولهها، غشاءهاي نانولولهاي ترجيحاً مولكولهاي خنثي هيدروفوب را استخراج كرده و عبور ميدهند. در حال حاضر اين تكنولوژي براي كاربردهاي صنعتي (غذايي و دارويي) بسيار گران است اما ميتواند در آينده براي جداسازي مولكولهاي زيستي ارزشمند (مثل پروتئينها، پپتيدها، ويتامينها يا مواد معدني) استفاده شوند. اين مواد در زمينه تهيه غذاهاي تقويتي يا مكملهاي رژيمي يا داروها ميتوانند استفاده شوند.
يك زمينه ديگر كاربرد نانولولههاي كربني توسعه غشاءهاي رساناي الكتريكي است. به خاطر نسبت بالاي طول به قطر، نانولولههاي كربني ميتوانند پليمرهاي سنتزي را كه نارساناي الكتريكي هستند، به پليمرهاي رسانا تبديل كنند، اگر اين پليمرها براي توسعه غشاءهاي جديد استفاده شوند ميزان جداسازي طعمها و مواد مغذي افزايش خواهد يافت.
نانولولههاي پپتيدي: از ورقههاي B پروتئين با تعداد مساوي آمينواسيدها L و D تشكيل شدهاند. اين ورقهها با خودساماني از طريق پيوندهاي هيدروژني، تشكيل نانولوله را ميدهند. در اين نانولولهها تمام زنجيرههاي جانبي بر روي سطح خارجي قرار دارد.
خواص سطحي نانولوله و سوراخ داخلي با ترتيب آمينواسيدها تغيير ميكن و طول آن بستگي به تعداد Residue ها دارد.
برخي از كاربردهاي نانولولههاي پپتيدي در اينجا آورده شده است:
• باوجود توسعه آنتيبيوتيكها، همچنان مقاومت بشر در برابر باكتريها كم است، چون باكتريها به راحتي ميتوانند نسبت به آنتيبيوتيكها مقاوم گردند، نانولولههاي پپتيدي ميتوانند يك نوع آنتيباكتري باشند. اين نانولولهها به خاطر اندازه كوچكشان به راحتي وارد ديواره سلولي باكتري شده و در آنجا با تشكيل پيوند با ديواره سلولي، باز ميشوند و اين باعث ايجاد روزنه در ديواره سلولي باكتري و درنهايت مرگ آن ميگردد.
• ميتوانند حاملهاي مناسبي براي انتقال دارو باشند.
• موادي مثل پروتئينها و ليپيد يا آنزيم با اتصال به ديواره خارجي آن، از نانولوله پپتيدي يك بيوسنسور ميسازند.
• نانولولههاي پپتيدي را ميتوان به عنوان پايهاي براي ساخت بيوسراميكها مورد استفاده قرار داد. بيوسراميكها در ساخت استخوان يا دندان مصنوعي كاربرد بسيار دارند.
• نانولولههاي پپتيدي ميتوانند پايهاي براي تهنشست مواد معدني مثل كربنات كلسيم، اكسيد آهن، دياكسيد سيليكون و هيدروكسي آپتيات باشند.
كامپوزيتهاي ساختهشده در مقياس نانو با مورفولوژي و خواص سطحي خاص يك گروه جديد از موا با خواص منحصر به فرد هستند. در ساخت اولين نانوكامپوزيتها از زيست كانيسازي الگوبرداري كردهاند. زيست كانيسازي فرآيندي است كه يك ماده الي (پروتئين، پپتيد يا ليپيد) با يك ماده غيرآلي (مثل كربنات كلسيم) واكنش ميدهد و ماده با استقامت افزوده ميسازند.
نانوكامپوزيتها جايگزين خوبي براي بطريهاي پلاستيكي نوشيدنيها هستند، استفاده از پلاستيك براي ساخت بطري باعث فساد و تغيير طعم نوشيدني ميشوند. نانوكامپوزيتها ميتوانند به عنوان مواد بستهبندي جديد استفاده شوند. يك مثال نانوكامپوزيتهاي تشكيلشده از نشاسته سيبزميني و كلسيم كربنات است. اين فوم مقاومت خوبي به حرارت دارد و سبك و زيستتخريبپذير است و ميتوان براي بستهبندي مواد غذايي به كار رود.
نانوساختارها همچنين ميتوانند از مواد طبيعي، خاكهاي كريستالي طبيعي به خصوص Montomorillouite مواد آتشفشاني و دسكي شكل نازك در مقياس نانو، منابع محبوبي براي توليد نانوخاك هستند.
اين ماده به عنوان يك ماده افزودني در توليد نانوكامپوزيت استفاده ميشود. افزودني فقط 3-5% از اين ماده پلاستيك را سبكتر، قويتر و مقاومتر به حرارت ميكند و خواص ممانعتكنندگي بهتر دربرابر اكسيژن، دياكسيد كربن، رطوبت و مواد فرار دارد. اين خواص براي بستهبندي مواد غذايي بسيار مفيدند و استفاده از آنها ميتواند زمان نگهداري مواد غذايي مثل گوشتهاي فرآيندي، پنير، آرد قنادي، غلات و غذاهاي كنسروشده را افزايش دهد.
نانوبيومواد
مواد جديد همواره يكي از پيشرانهاي توانزاي كليدي براي ساخت سيستمها و كاربردهايي با اثرات چشمگير بودهاند. اين مواد ميتوانند موانع فرآيندهاي قبلي را بشكنند و نهايتاً كاربردهايي با منافع بالقوه جهاني را توليد كنند. مواد در مقياس نانو، يعني موادي كه ويژگيهايشان در سطح كمتر از ميكرو (كوچكتر از 10 -6 m ) يا نانو ( 10 - 9 m ) قابل كنترل است. خواص مواد در چنين ابعد و اندازههايي با مواد متعارف اساساً متفاوت است و به همين لحاظ تحقيقات در حوزة نانومواد روز به روز فعالتر ميشود.
نانوبيوذرات، ذرات كلوئيدي و جامدي هستند كه شامل اجزاء ماكرومولكولي با اندازه 10-1000nmc با شيمي سطح پيچيده هستند. بسته به روش توليد، نانوذرات به شكل نانوكپسول يا نانوكره هستند نانوكرهها سيستمهاي ماتريسي ميباشند در حالي كه نانوكپسولها سيستمهاي وزيكولاراند.
نانوكپسولها نانوذراتي هستند كه داراي يك پوسته و فضاي خالي داخل آن جهت قرارگرفتن و حمل مواد مورد نظر باشند. فسفوليپيدها با يك سر آبدوست و يك سر آبگريز وقتي در يك محيط آبي قرار ميگيرند، تشكيل كپسولهايي ميدهند كه سر آبدوست آن در بيرون و سر آبگريز مولكول در درون آن قرار ميگيرند، از پليمرهايي مثل ليپيد و پروتئين نيز ميتوان براي ساخت نانوكپسول استفاده كرد.
درختسانها ( Denderimers ) ماكرومولكولهايي با ساختار منتظم و پرشاخه سهبعدي، كه به خاطر دانسيته بالاي گروههاي فعال كاربردهاي زيادي دارند. درختسانها به دليل رقابت طراحي و ساختهشدن با دقت كاملاً اتمي بيشترين توانمندي را در مقايسه با نانوحفرات، نانوكپسولها و نانوذرات از خود نشان ميدهند.
كاكليتها ( Cochleates ) رسوبات دوظرفيتي فسفوليپيدي پايدار از مواد طبيعي هستند. اين مواد ساختارهاي چندلايهاي هستند كه از ورقههاي دولايهاي بزرگ و پيوسته چربي كه به شكل مارپيچ درآمدهاند، تشكيل شدهاند. آنها محتوياتشان را از طريق لايه سيال خارجي به غشاء سلولهاي هدف انتقال ميدهند. كاكليتها دربرابر عوامل محيطي مقاوم هستند و ساختار لايهاي محكمشان آنها را دربرابر تجزيه توسط مولكولهاي شكننده Cochleates محافظت ميكند، حتي اگر در شرايط سخت محيطي يا دربرابر آنزيم قرار گيرند.
ويروس ظريفترين نانوبيوذره موجود در طبيعت است و به خاطر تنوعاش يك موضوع محبوب براي تحقيقات است. براساس دانش موجود در مورد نانوساختاري و قابليت ساخت آن، استفاده از خودآرايي براي ساخت نانوتركيبات قابل استفاده در صنعت بسته به بخشهاي تشكيلدهنده تركيب دارد. ويروسها ميتوانند كلون شوند، اين ذرات فعال و قابل تشخيص هستند، همچنين ميتوانند تغييرات محيطشان را حس كنند. براي ساخت ويروسها بايد قادر به ساخت اسيد نوكلئوئيك، پروتئين و ليپيدهاي قطبي باشيم.
ذرات ويروسمانند ( Virus Like Particles ) ( VLps )، بيان نوتركيب ساختمان اصلي پروتئينهاي بسياري از ويروسها، LP V را توليد ميكند. چنين ذراتي مورفولوژي شبيه به كپسيدهاي خالي از ويروس دارند كه از آن منشاء گرفتهاند، بنابراين ساختارشان شبيه به ويروس اصلي است در عين حال غيرفعالند.
پروتئين نانوذرات، اندازه پروتئينها به طور طبيعي كمتر از مقياس نانو است. با استفاده از روشهاي سنتز ذرات در نانوتكنولوژي ميتوان پروتئينهايي توليد كرد كه در مقياس نانو باشند. اين ذرات نانوپروتئيني در سيستمهاي انتقال دارو (به عنوان حامل دارو)، ژندرماني، توليد كرمهاي ضدآفتاب و مواد آرايشي و همچنين در توليد علفكشهاي نانويي كاربرد دارند.
بطور خلاصه نانوبيوموادها به خاطر اندازه كوچكشان بسيار مورد توجهاند و كاربردهاي بسياري دارند از جمله:
• دارورساني، نانوبيومواد به خاطر اندازه كوچكشان ميتوانند به داخل سلول نفوذ كنند كه باعث تجمع مؤثر دارو ميشود و دوم اينكه استفاده از مواد زيستتخريبپذير براي آمادهسازي نانوبيوذرات باعث پايداري دارو تا رسيدن به هدف حتي بعد از چند روز يا چند هفته ميشود.
• بهكارگيري نانوبيومواد در پاكسازي محيط زيست.
• استفاده از نانوبيومواد در محصولات آرايشي و بهداشتي مانند كرمهاي ضدآفتاب و رنگدانهها، برخي داروها
• انتقال ژن و ژندرماني
• توليد واكسن
• استفاده در علفكشها و سموم نباتي
• افزودن طعم و رنگ دلخواه به غذا
• آشكارسازي تهديدهاي بيولوژيكي مثل سياهزخم، آبله و سل و محدوده وسيعي از بيماريهاي ژنتيكي
• افزودن ميكرونوترينتهاي حساس به حرارت و pH مثل بتاكاروتن، اسيد چرب 1 مگا3
• درختسانها به دليل دانسيته بالاي گروههاي فعال براي زمينه وسيعي از كاربردها مثل سنسورها كاتاليستها يا موادي براي رهايش كنترلشده و انتقال به مكانهاي خاص مناسباند.
Cochleate ها ميتوانند براي كپسولهكردن و انتقال بسياري از مواد فعال زيستي مثل تركيباتي كه به سختي در آب حل ميشوند،داروهاي پروتئيني و پپتيدي. مواد مغذي حساس به حرارت و pH و شرايط نامساعد محيطي استفاده شوند.
• حفظ سلامت غذا، نانوذرات با چسبندگي خاص قادرند به صورت برگشتناپذير به بعضي از انواع باكتري متصل شوند و مانع آلودهكردن ميزبان توسط آنها شوند.
نكتهاي كه بايد به آن توجه شود اين است كه براي اينكه سيستمهاي انتقال (دارو، غذا و ژن) مؤثر باشند، تركيبات فعال كپسولهكننده بايد به مكانهاي مشخص برسند، غلظتشان بايد در يك سطح مناسب براي مدتزمان طولاني ثابت باشد و از تجزيه نابهنگام آنها جلوگيري شود. نانوذرات توانايي بيشتري در كپسولهكردن و آزادسازي نسبت به سيستمهاي قديميتر دارند و بهخصوص به خاطر اندازه كوچكشان ميتوانند مستقيماً به سيستم گردش خون وارد شوند.
آنتروپي در مقياس نانومتري
15 آگوست 2002- نيروهاي بازدارنده- فعل و انفعالات آنتروپيك كه ذرات كلوئيدي را جذب يكديگر ميكند- ميتوانند گشتاوري را بر روي يك ميله نانومتري ايجاد نمايند كه آن را در يك جهت خاص در نزديكي يك ديواره هدايت نمايد.
در مقياس مولكولي و نانومتري، اگر يك شئ ميله مانند به ديوارهاي نزديك شود، تحت تاثير آنتروپي به جهت خاصي خواهد چرخيد. اين نتيجه، حاصل تحقيقات تيمي از دانشمندان آلماني است كه بيان ميدارد "نيروي بازدارنده" كه بر روي ذرات كلوئيدي عمل ميكند، نه تنها يك نيروي جاذبه، بلكه يك گشتاور جهتدار نيز ايجاد ميكند.
براي مثال، يك ميله نانومتري معلق در محلول و نزديك به ديواره ظرف را در نظر بگيريد. هرچه اين ميله به ديواره نزديكتر ميشود از توانايي چرخش آزدانه آن كاسته ميشود و در عوض، بيشتر در جهت خاصي نسبت به ديواره به تله ميافتد. اگر از نوسانات گرمايي ميله در اين جهت خاص صرفنظر شود براي بازگرداندن آن به حالت اوليه يك گشتاور لازم است.
رولند روت از انيستيتو ماكس – پلانك در اشتوتگارت آلمان و همكارانش معتقدند كه اين گشتاور آنتروپيك ممكن است در سيستمهاي بيولوژيكي بر روي فعل و انفعالات بين يك پروتئين و زيرلايهاي كه به آن متصل ميگردد مؤثر باشد. اتصال پروتئين به زيرلايه به صورت نوعي قفل و كليد عمل ميكند كه در آن، زير لايه كاملاً در داخل حفرة قفل مانند پروتئين چِفت ميشود. اما براي اينكه اين چفت شدن اتفاق بيافتد اين زير لايه بايد در جهت درستي قرار بگيرد. آيا ممكن است حفرة پروتئين به منظور فراهم آوردن بهترين جهت نسبت به زير لايه شكل دهي گردد به طوري كه تحت تاثير نيروهاي آنتروپيك قرار گيرد و بدين ترتيب احتمال يك انطباق خوب به حداكثر برسد؟
چنين موضوعاتي ممكن است براي ايجاد وسايل نانومتري داراي چفت و بستهايي كه آزادانه در حركتند مورد نظر باشد. مثلاً اگر يك گشتاور آنتروپيك موجب تغيير جهت و انحراف راس يك نانولوله كربني شود، قرار دادن آنرا در داخل يك حفره دشوار خواهد ساخت.
نيروهاي بازدارنده حاصل تغيير در "فضاي آزاد" قابل دسترسي براي ذرات كوچك (مثلاً مولكولهاي حلال)، هنگام نزديك شدن دو ذره بزرگتر (مثلاً ذرات كلوئيدي) به يكديگر هستند. به خاطر دافعه بين هسته مركزي ذرات، در نزديكي سطح ذرات كلوئيدي ناحيهاي وجود دارد كه از تجمع تودهاي ذرات حلال جلوگيري ميكند. اما اگر دو ذره كلوئيدي با هم تماس پيدا كنند نواحي جلوگيري كننده آنها بر هم منطبق ميشود و بنابراين فضاي قابل دسترسي براي ذرات حلال و نيز آنتروپي افزايش مييابد و اين باعث جاذبه بين ذرات بزرگتر ميگردد.
از آنجا كه اين اثر صرفاً يك اثر آنتروپيك است، نيروهاي جاذبه فقط در سيستمهايي با هستة ثابت نمود پيدا ميكند كه نيروهاي جاذبه طبيعي (نظير نيروي واندرووالس) بين ذرات وجود ندارد. نيروهاي بازدارنده ميتوانند رفتار فازي كلوئيدها را كنترل كنند. مثلاً با افزايش غلظت ذرات كلوئيدي در يك سوسپانسيون، اين نيروها باعث جدايي فازي در مخلوطهاي كلوئيدي و يا موجب جابجايي فازهاي چگالتر ميگردند. به نظر ميرسد كه نيروهاي بازدارنده در سيستمهاي بيولوژيكي نيز حضور داشته باشند (هرچند چنين رفتاري ممكن است در يك حلال كاملاً ساختاري مانند آب، بسيار پيچيدهتر باشد.
به خاطر نيروي بازدارنده، مناسبترين وضعيت يك ميله توپر در برخورد با يك ديواره، در حالتي است كه ميله به موازات اين ديواره قرار گرفته و بيشترين سطح برخورد با ديواره را داشته باشد. اما روت و همكارانش ميگويند كه نزديك شدن چنين ميلهاي به ديواره بسيار پيچيدهتر از اين ميباشد زيرا در صورت چرخش ميله، نيروي بازدارنده به شكل ظريفي تغيير ميكند.
در حالت رو در رو ممكن است انتظار رود كه اين ميله در جهت موازي به اين ديواره نزديك شود. عملاً اين پژوهشگران براي پي بردن به اينكه پتانسيل بازدارندگي در اين حالت حداقل مقدار را دارد، از تئوري دانسيته كاركردي - روشي براي يافتن حداقل انرژي برپايه نيروهاي درون ذرهاي- استفاده كردند.
اما مقادير كمينة ديگري نيز وقتي كه ميله از ديواره كاملاً دور ميشود وجود دارد. اين مقادير را ميتوان با بررسي تغييرات گشتاور ميله نسبت به زاوية آن با ديواره تعيين كرد. در حالت كمينة پتانسيل، اين گشتاور صفر بوده و شيب تغييرات آن نسبت به افزايش زاويه منفي است. به عبارت ديگر نوعي نيروي بازگرداننده وجود دارد كه اين ميله را در يك جهت خاص نگه ميدارد. در حالتي كه ميله دور از ديواره قرار دارد، اين مقادير صفر در زواياي بسيار كمتر از 90 درجه (نسبت به حالت موازي) اتفاق ميافتد. اين پژوهشگران پيبردهاند كه مدلسازيهاي رايانهاي آنان از چنين سيستمي كاملاً منطبق بر محاسباتي است كه با استفاده از تئوري دانسيته كاركردي صورت گرفته است.
از آنجا كه هر چه ميله به ديواره نزديكتر ميشود موانع پتانسيلي براي تغييرجهت آن افزايش مييابد، اين ميله در حين نزديك شدن به ديواره در يكي از اين جهات غيرموازي به دام افتاده و نميتواند تغيير جهت دهد؛ با آنكه جهت موازي، عموماً پايدارترين حالت است. از اين رو اين محققين ميگويند كه اين ميله در مسير خاصي به ديواره نزديك خواهد شد. به طوري كه ابتدا يك انتهاي آن به ديواره برخورد كرده و پس از آن، اين ميله به تدريج خواهد چرخيد تا از حالت موازي خارج گردد. به هر حال، وضعيت اين ميله به صورت تصادفي تعيين نميشود زيرا برخي جهات متقدم وجود دارد. يك مهندس باهوش نانوتكنولوژي ممكن است بهرهبرداري از اين خاصيت را مد نظر قرار دهد.
ساخت سليكونهاي مغناطيسي براي توسعه محاسبات مبتني بر اسپين الكتروني
تحقيقات آزمايشگاه اسپينترونيك NSE نشان ميدهد، سيليكون ميتواند حدود دماي اتاق، ميداني مغناطيسي را در خود نگهدارد و اين ويژگي ميتواند به توسعه نيمههاديهاي مغناطيسي كاراتر و ابزارهاي اسپينترونيك آينده كمك كند. دانشمندان دانشكده علوم و مهندسي ابعاد نانو در آلباني اعلام كردهاند كه اين تحقيقات ميتواند مبناي استفاده از سيليكون براي توسعه تراشههايي با خواص مغناطيسي باشد و به طور ضمني بر توسعه ابزارهاي مبتني بر اسپينالكتروني تأثير مثبت بگذارد. سيليكون بهترين ماده شناخته شده براي استفاده در ساخت تراشههاي رايانهاي نيمههادي و مدارهاي مجتمع است.
تغييرات خاصيت فرومغناطيسي DMS در سه دماي مختلف
دانشمندان دانشكده علوم و مهندسي ابعاد نانو (CNSE) در يك دانشگاه آلبانيايي تحقيقاتي را منتشر كردهاند كه سيليكون را انتخاب مناسبي براي توسعه تراشههاي مغناطيسي معرفي كرده است. اسپينترونيك علمي است كه به ما امكان ميدهد به همان سادگي كه از بارالكترونها استفاده ميكنيم، ويژگيهاي اسپينالكتروني آنها در مكانيك كوانتوم را نيز به كار بگيريم. قابليتهاي نهفته در اسپينترونيك شامل حافظههاي مغناطيسي با قابليت دسترسي تصادفي (MRAM) است كه ميتواند ابزارهاي محاسباتي هميشه روشن و بينياز از زمان "boot up" كردن مجدد و استفاده از ديسكهاي سخت اضافي را توسعه دهد. از زماني كه مواد نيمههادي سيليكوني براي حافظهها و cpuها به كار گرفته شدند، اطلاعات ماندگار با استفاده از اسپين الكترونها در دارايوهاي مغناطيسي سخت ذخيره ميشوند. تحقيقات اخير نشان ميدهد، يك نيمههادي ميتواند با تركيبشدن با يك ناخالصي مانند منگنز، خاصيت مغناطيسي پيدا كند. ماده حاصله يا نيمههادي مغناطيسي رقيقشده (DMS) ويژگيهاي مغناطيسي به كار گرفته شده در ذخيرهكنندههاي اطلاعاتي موجود مانند حافظههاي نيمههادي و ابزارهاي منطقي را داراست. ابزارهاي اسپينترونيكي DMS اين قابليت را دارند كه در مقايسه با ابزارهاي موجود با داشتن سرعتهاي بالاتر، انرژي كمتري مصرف كنند. اين تحقيقات كه توسط پروفسور وينسنت لابلا استاد CNSE هدايت ميشود، براي اولين بار در جهان نشان داده است سيليكون ميتواند خاصيت فرومغناطيسي پيدا كند و در دماهاي بالاتر از 127 درجه سليسوس به طور ماندگار مغناطيسي شود و بهتر از ابزارهاي مرسوم فعلي عمل كند. اين محققان با كاشت[2] منگنز بر روي سيليكون به نسبت اتمي يك درصد، به اين نتايج دست يافتند. لابلا ميگويد: اين نتايج بسيار جالب توجه هستند و درهاي جديدي را بر روي ساخت وسايل اسپينترونيكي مبتني بر سيليكون كه ميتوانند در دماي اتاق يا بالاتر از آن كار كنند، به روي ما گشودهاند. اين نمونهها با استفاده از تجهيزات استاندارد ساخت نيمههاديها در مركز فناوري نانو آلباني به سرعت ساخته شده و به جواب مطلوب رسيدهاند. اين تيم همچنين با كاشت منگنز با غلظتهاي متفاوت بر روي سيليكون، ويژگيهاي مغناطيسي آن را با مغناطيسسنج SQUID اندازه گرفتند.آنها فهميدند كه سيليكون در بالاتر از دماي اتاق و در حدود 127 درجه سلسيوس خاصيت فرومغناطيس از خود نشان ميدهد و اين قابليت، استفاده از آن را در ابزارهايي مانند رايانههاي شخصي، تلفن و... ممكن ساخته است. نتايج اين كار با عنوان: خاصيت فرومغناطيسي در يونهاي منگنز كاشتهشده بر روي سيليكون در حدود دماي اتاق در مجله Physical Review B به چاپ رسيده است.
نانوتکنولوژی و کاربرد آن در زندگی
نانوتكنولوژي يا به عبارتي فناوري مادون ريز در دو دهه اخير پيشرفتهايي را در تكنولوژي وسايل و مواد با ابعاد بسيار كوچك به دست آورده است و به سوي تحولي فوق العاده كه تمدن بشري را تا پايان اين قرن دگرگون خواهد كرد، پيش مي رود.
براي احساس اندازه هاي مادون ريز، قطر موي سر انسان را كه يك دهم ميلي متر است در نظر بگيريد، يك نانو متر 100 هزار برابر كوچك تر است (9-10 متر)، تكنولوژي و مهندسي در قرن جديد با وسايل اندازه گيري و توليداتي سر و كار خواهند داشت كه چنين ابعاد مادون ريزي دارند.
در حال حاضر پروسه هايي در ابعاد چند مولكولي قابل طراحي و كنترل است. همچنين خواص مكانيكي، شيميايي، الكتريكي، مغناطيسي، نوري و... مواد در لايه ها در حدود ابعاد نانو متر قابل درك و تحليل و سنجش است.
اين تكنولوژي در قرن حاضر مسيري را طي مي كند كه در آن مواد مادون ريز را بايد تركيب كرد تا دانه هاي بزرگ تر و كارآمد به وجود آورد. درست همان روشي كه در طبيعت براي توليد كردن حاكم است. مجموعه هاي طبيعي، تركيبي از دانه هاي مادون ريز قابل تشخيص با خواص مشابه و يا متفاوت با اندازه هاي در حدود نانو است.
64 سال پيش «Jon von neumann»حدس زد كه روزي ساختن ماشينهايي كه بتوانند خودشان را كپي كنند، ممكن خواهد شد. در سال 1991 دكتر «Eric Drexler» اولين دكترا در رشتة نانوتكنولوژي را از دانشگاه «Mit» دريافت داشت و در سال 1996 مؤسسة «Foresight» كه در حال حاضر يكي از مؤسسات به نام تحقيقات نانوتكنولوژي است، را پايه گذاري كرد.
اكثر تحقيقات در فناوري هاي مادون ريز هم اكنون در درمان بيماري ها و يا دست يافتن به مواد جديد به ظهور رسيده است و موارد بسياري در مرحلة تحقيقات كاربردي و آزمايشي است. اكنون ساخت رايانه هاي بسيار كوچك تر و ميليون ها بار سريع تر در دستور كار شركت هاي تحقيقاتي قرار دارد.
در بياني كوتاه نانوتكنولوژي يك فرآيند توليد مولكولي است. همان طور كه طبيعت مجموعه ها را به طور خودكار مولكول به مولكول ساخته و روي هم مونتاژ كرده است. ما هم بايد براي توليد محصولات جديد با اين اعتقاد كه هر چه در طبيعت توليد شده، قابل توليد در آزمايشگاه نيز هست، نظير طبيعت راهي پيدا كنيم. البته منظور اين نيست كه چند هسته از مواد را توليد كنيم و با رساندن انرژي و خوراك پس از چند سال يك نيروگاه از آن بسازيم كه شهري را برق دهد. بلكه براي تركيب و تكامل خودكار توليدات مادون ريز كه به نحوي در مجموعه هاي بزرگ تر مصرف دارد راهي بيابيم. در اندازه هاي مادون ريز روشها و ابزار آلات متعارف فيزيكي جوابگو نيستند. براي ساختن ماشينهاي مولكولي بايد روش پروسه هاي طبيعي را دنبال كرد كه بحث هاي مفصل و كارشناسانه اي را در پي دارد.
نانوتكنولوژي يك فناوري عام و فراگير مي باشد كه در بسياري از فناوري هاي ديگر كاربرد داشته و در بعضي از آنها ايجاد تحول مي كند. برخي از تأثيرات نانوتكنولوژي به اختصار در زير آمده است:
- تأثير زياد نانوتكنولوژي در توليد خلاقيت و كارآفريني
- تأثير زياد نانوتكنولوژي در رفاه و زندگي مردم
-تأثير زياد نانوتكنولوژي بر امنيت و دفاع ملي
-تأثير نانوتكنولوژي در حفظ محيط زيست
- نانوتكنولوژي تمام دستاوردهاي گذشتة بشر را كه در ماده تحقق يافته است، متحول مي سازد.
- نانوتكنولوژي باعث همگرايي رشته هاي علمي و تخصص هاي مختلف مي شود.
- نانوتكنولوژي رقيب ساير فناوريها نيست بلكه مكمل آنهاست.
كاربردهاي نانوتكنولوژي همه جا همراه با هزينة كمتر، دوام و عمر بيشتر، مصرف انرژي كمتر، هزينة نگهداري كمتر و خواص بهتر است.
نانوتكنولوژي مولكولي، علمي است كه ما را قادر به ساختن مواد از اتم ها مي سازد و در اين صورت ما توانايي آرايش دوبارة مواد را با دقت اتمي خواهيم داشت.
نانوتكنولوژي، توانمندي توليد مواد، ابزارها و سيستمهاي جديد با در دست گرفتن كنترل در سطوح مولكولي واقعي و استفاده از خواصي است كه در آن سطوح ظاهر مي شود.
انقلابي كه توسط نانوتكنولوژي در دهه هاي آينده به وجود خواهد آمد، پيشرفتهاي غيرمنتظره اي را در عرصه هاي مختلف وعده مي دهد. تحولات اقتصادي، صنعتي و روشهاي مناسب حفظ سلامتي و ايجاد محيطي دلپذير از پيامدهاي اين تكنولوژي است.
به كمك نانوتكنولوژي در آينده اي نه چندان دور !!!
- خانه هايي ساخته خواهد شد كه آجرهاي آن در صورت بروز هرگونه ترك خوردگي، خودشان را ترميم و بازسازي مي كنند.
- اتومبيل ها با لايه اي نازك اما به استحكام الماس پوشانده مي شود كه در مقابل هرگونه خراش و ضربه محافظت مي شوند.
- پزشكان صدها نوع بيماري را تنها با قرار دادن يك قطره خون در يك دستگاه تشخيص داده و پس از چند ثانيه نتيجه را دريافت مي كنند.
- لباس هايي توليد مي شود كه در سرما و گرما دماي بدن را همواره در حالت تعادل نگه داشته و در تمام فصول قابل استفاده مي باشند و به دليل كيفيت بافت مولكولي كثيف نشده و نيازي به شستشو ندارند.
- ظروف غذاخوري و لوازمي توليد مي شود كه براي تميزكردن آنها نياز به هيچ گونه مادة شوينده اي نيست و تنها با آب پاك مي شوند.
- كفش هايي توليد مي شوند كه با وجود صاف بودن كف آن هرگز بر روي يخ و برف نمي لغزند.
- با استفاده از نانوتكنولوژي قادر خواهيم بود يك گلولة كاليبر 45 را با يك سطح نازك و سبك مثل ورق كاغذ متوقف كنيم.
- آسانسور فضايي از ديگر دستاوردهاي نانوتكنولوژي است كه انسان را از زمين به فضا مي برد و از نظر تئوري مي توان اين آسانسور را با استفاده از CNT ساخت (CNT لوله هاي استوانه اي با ضخامت يك اتم هستند كه داراي خاصيت فلزي يا نيمه فلزي هستند)
- به كمك نانوتكنولوژي مي توان حدود 250 ميليون حرف نانومتري را كه معادل 300 كتاب 300 صفحه اي است. بر روي سطح مقطع يك موي انسان نوشت.
نانوتكنولوژي مي تواند تغييرات اساسي در زمينة توليد، سلامتي بشر، ذخاير انرژي، پزشكي، دارويي،
حمل و نقل، كشاورزي، ارتش و... ايجاد كند.بسيار مهم است كه مردم براي پيشرفتي غيرمنتظره و تكنولوژيكي آماده شوند اين موج به آرامي در راه است.
نوشته توسط معصومه روشن دبیر علوم تجربی